تبليغاتX
همراه شو عزیز!
 
 
چرا در انتخابات شرکت کردیم و میکنیم؟

این مطلب در جواب دوست عزیزی است که مطلبش را به من میل کرده بود و بهانه ای شد تا فارغ از هیاهوی انتخابات به بررسی آن چه گذشت بپردازیم بلکه ماحصل بحث چراغ راهی برای آینده شود.با پوزش از دوست گرامی به خاطر تاخیر در نگارش این مطلب:

۱- نوشته اید که همه قبول داریم که نظام مقدس خودش نتیجه انتخابات را تعیین میکند پس شرکت در انتخابات بلا موضوع است.دقیقا محل دعوا همین جاست.اگر بنده و سایرین قائل به شرکت در انتخابات چنین باوری داشتیم که نوعی خودزنی کرده ایم.حتما در انتخابات تقلب می شود اما این که این تقلب تا چه حد تاثیر گذار است محل بحث است.من و امثال من هنوز به این باور نرسیده ایم که نتیجه انتخابات از پیش تعیین شده باشد.چرا؟ اولا که لاقل بنده و شما نباید مثل عوام بحث کلیشه ای کنیم.آمار می گوید مثلا ۳۰٪ مردم تهران در انتخابات شرکت کردند.حس همه امان و آنچه در حوزه ها می دیدیم این بود که لااقل چند اصلاح طلب باید در ۳۰ نفر رای بیاورند.اما با این درصد شرکت کننده و با رای ثابت جناح راست از خانواده شهدا گرفته تا بسیج و سپاه چنین نتیجه ای غیر قابل باور هم نیست.اگر ۵۰ ٪ مردم پای صندوق بودند وضع فرق می کرد.چون سابقه همه انتخابات قبلی نشان می دهد رای راست ها از حدی بالاتر نمی رود و افزایش میزان مشارکت مساوی رای آوردن چپ هاست.

و شما و سایرین قائل به تقلب باید توضیحی داشته باشید که چرا در کلانشهری مثل تبریز دکتر پزشکیان وزیر خاتمی رای اول میشود؟و بسیاری از مناطق دیگر نیز.

۲- نوشته اید دوست ندارید هیزم نظام باشد و با شرکت در انتخاباتی که اقل های دموکراسی را هم ندارد مشروعیتی به نظام بدهید.نبوی و من و همه قائلین به شرکت گلوی خودمان را پاره کردیم که این همان دام خطرناک حاکمیت است.و شرکت در انتخابات به معنای تایید نظام حاکم نیست.هر وقت رفراندومی برگزار شد آن وقت می شود از نتیجه مشروعیت و یا عدم مشروعیت نظام را استنتاج کرد و نه در انتخاباتی چنین.اصلا همه زور زدن ما برای این بود که چهار نفر به کجلس بروند تا جلوی افراط کاری بیش از حد حاکمیت را بگیرند.ضمن آن که دوستان عزیز تحریمی که آخر هم مشخص نکردند مشروع نبودن نظام را قرار است به چه کسی نشان دهیم؟ مردم که همه می دانند چه خبر است. حاکمیت هم نیک میداند وگرنه این همه رد صلاحیت نمی کرد تا فقط ولایت مداران بمانند.می ماند کشورهای خارجی که کودکانه است اگر فکر کنیم معیار آنها نتیجه انتخابات ماست. که اگر انتخابات مهم بود صدام با رای ۹۸٪ باید مشروع ترین حکومت دنیا را می داشت و همچنین همه کشور های عربی و حتی قدرتی مثل روسیه. اصلا دعوا جای دیگری است.مطمئنا آن ها هم می دانند در ایران چه می گذرد ولی طبعا بر اساس منافع خود تصمیم می گیرند.

ضمن آن که نباید از یاد برد که دمو کراسی فقط در صنوق رای و انتخابات خلاصه نمیشود.هشدار درست حجاریان مبنی بر خطر (( بت وارگی صندوق رای )) این جاست که ما همه بگیر و ببند ها و بی رسانه بودن مخالفان و نبودن آزادی های مدنی و .... را ندیده بگیریم و فقط به انتخابات یک کشور نگاه کنیم که معیاری بر دموکراتیک بودنش باشد.حتی اگر این انتخابات صد در صد هم آزاد بود باز نمی شد ایران را کشوری دموکراتیک خواند.چرا که تعریف دموکراسی چیز دیگری است که انتخابات جزئی از آن است..

۳-شاید مشکل بزرگ و بسیار بزرگ همه ما این باشد که به اصلاحات به عنوان یک پروژه دراز مدت باور نداریم.اگر یک آسیب شناسی درست بر هشت سال اصلاحات میداشتیم به این نتیجه می رسیدیم که اصلاحات آن جا شکست خورد که جامعه مدنی فربه نداشت.یعنی چه؟ یعنی هر وقت اصلاح طلبان کاری می کردند که رقیب را خوش نمی آمد طومارها امضا میشد و کفن پوشان در خیابان ها به راه می افتاد. این طرف تا زمانی که دانشجوها را داشت موازنه برقرار بود اما وقتی دانشجوها را هم از دست دادند (از سال ۷۹) چاره ای جز عقب نشینی پیاپی نبود.چرا؟ چون حزب قدرتمندی شکل نگرفته بود و چون نهادهای مدنی با ثبات و سندی کا هایی نداشتیم و ندارم که از حقوقمان دفاع کنند.فقط روزنامه داشتیم که آن را هم گرفتند.اما طرف مقابل یک بسیج و سپاه آماده دارد. و همه حرف ما هم همین بود که برای این که این نهال نهاد های مدنی(مثل ان.جی.او) ها- که در صورت شکل گرفتن می تواند کاملا موازنه را بر عکس کند وحکومت را تسلیم خواسته های خود نماید-جوانمرگ نشود باید فضای تنفسی برای آن ها فراهم کرد واین کار با رای آوردن اصلاح طلبان - که قطعا ایده ال ما نیستند و به قول قوچانی حکم دایه را دارند - و دوگانه شدن حاکمیت ممکن است.شما نگاه کنید که در سال ۱۷۹۸ در پارلمان انگلیس سخن از آزادی مذهب و به رسمیت شناختن حق مخالف بوده اما این جا هنوز مخالف محارب است. پس شاید یکبار باید همه به این اجماع برسیم که ایران هنوز تازه در مرحله گذار است و باید این مرحله را بگذرانیم تا شاید نسل های بعدی برسند به آن جا که ما الان دوست داریم.و اگر پیشینیان ما کمی از این ماراتن را رفته بودند حتما ما الان این چنین در اول مسیر و دعوای دموکراسی نبودیم و مطالباتمان از جنس دیگری بود.یا همین ترکیه که بغل گوش ما به زیبایی مسیر دموکراسی را طی کرد. حزب حاکم کنونی یکبار سالیان پیشتر هم رای آورده بود و با کودتای نظامیان( مثل بعضی کشورهای همسا یه اش؟!) کنار رفته بود اما مردم آن قدر در انتخابات مختلف به آن ها رای دادند تا حالا دوباره سر کار آمده اند و ارتش بساطش را جمع کرده است. یا نگاه کنید به احزاب آمریکا که قدمت صد ساله دارند اما تنها حزب ایران که نسبتا شعار های دموکراتیک میدهد(حزب مشارکت) تازه ده ساله است. هنوز در این مملکت دعوا بین طیف احمدی نژاد است که با امام زمان ارتباط تنگاتنگ دارد یا عسگر اولادی که معتقد است خدا انتخابات اخیر را مدیریت کرد و طیف مشارکت و خاتمی که لااقل شعارهاشان با دموکراسی جور است و به حقوق مخالف باور دارند. هنوز خیلی مانده که مثل غرب نگاه کنیم برنامه گروه ها برای اقتصاد چیست و ....

۴)و بالاخره نوشته اید و مثال زده اید که سنگی قرار است به زمین بخورد و  حتما زمین را منفجر میکند.مردم سه دسته میشوند گروهی نا امید گوشه ای می نشینند.گروهی دستها را بهم می دهند تا بلکه سرعت سنگ را کم کنند و این انفجار را به تاخیر بیاندازند و گروهی هم مثل شما که لابد باهوشترند در این فاصله سیگاری آتش می زنند و حالش را می برند. نکته این جاست که اصلا سرنوشت محتومی وجود ندارد.و ایمان ما به این است که بین این که ما تلاش کنیم تا سرعت سنگ کم شود بلکه آیندگانمان فکر بهتری داشتند و متحدتر بودند و توانستند با توجه به شرایط جوی زمان خودشان مسیر سنگ را کلا منحرف کنند و یا بنشینیم  تا مثل آن کشور آفریقایی تورم هزار درصدی را تجربه کنیم بلکه روزی فرو بپاشد نظام مزخرفش که فعلا قرص و محکم ایستاده محکمتر از هر رژیم دیگری در قاره سیاه.با عرض معذرت از شما و آن دوست مشترکمان که نظرش را تایید کرده بودید یک مشکل اساسی همه ماها هم جوزدگی بی نظیرمان است از بیانه نویسی و روزنامه رادیکال منتشر کردن تا کناره گیری در حد دنبال نکردن اخبار سیاسی روز.ای کاش کمی خاکستری بودیم.

۵)بهنود بزرگ مقاله زیبایی داشت راجع به قفل سازی که وقتی کسی به او مراجعه می کرد که آسید! پشت در مانده ام وکلیدم گم شده بیا در را باز کن.جواب میداد برو چایی را حاضر کن تا بیایم که داد فرد در می آمد که من اگر می توانستم داخل شوم و چایی حاضر کنم پس تو را برای چی می خواهم؟!! حالا حکایت ماست و شورای نگهبان و حکومت.اگر منتظر باشیم تا انتخابات دموکراتیک شود بعد شرکت کنیم که....باید شرکت کنیم تا بتوانیم افرادی را بفرستیم تا تلاش کنند انتخابات دموکراتیک شود( مثل مجلس ششم که البته با حضور امثال کروبی شکست خورد)

بعد التحریر: الان که یک بار دیگه نوشتمو خوندم به نظرم تند و پدرانه اومد.ببخشید.

  نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 1:43  توسط من  | 

مروری بر بحث های انتخابات مجلس هشتم

عنوان مطلب را از فیلمی وام گرفته ام که راوی حکایت دردناک عشق دختر و پسری است که آیند ه ای زیبا برای خود ترسیم میکنند و آرزوهای بی نظیری دارند اما اعتیاد پسر و دستگیری وی باعث می شود دختر هم برای کسب درآمد دست به تن فروشی بزند و نهایتا همه آرزوهای قشنگ آن ها بر آب شود.

حالا حکایت ماست که آرزوی قشنگ و دور و دراز دموکراسی داریم اما راه را گم کرده ایم. ما در این انتخابات شکست خوردیم.تردیدی هم نیست.حال چه رای نیاورده باشیم(که شکست سالمی است) و چه رایمان خوانده نشده باشد(که شکست نا سالمی است) اما قطعا قائلین به عدم شرکت در انتخابات هم پیروز نشدند.دوستمان می نویسد و درست هم می نویسد که مگر صعود پلکانی خواهر احمدی نژاد در انتخابات شوراها را ندیدید که بازهم به سلامت این انتخابات امید داشتید؟ دقیقا ما هم نتیجه آن انتخابات را دیدیم و تحلیلمان این بود که وقتی از ۱۵ نفر به قول مزاح آلود استاندار ۴ سهمیه به اصلاح طلبان داده می شود می توان به ۸ سهمیه در مجلس امیدوار بود! حال چرا چنین نشد را باید از زاویه دیگری بررسی کرد..

دوستمان نوشته که این ره به ترکستان است.باز هم موافقم.حتما این راه بدترین راه ممکن است که رای بدهیم و معلوم هم نباشد رایمان شمرده بشود یا خیر آن هم به کاندیدایی که از فیلتر شورای نگهبان گذشته است! اما باز هم اصرار می کنم و خواهش دارم راه دیگری پیش پایمان بگذارید که به آن عمل کنیم.درخواستی که حجاریان(به عنوان یک اکتیویست وضع موجود) در دوئل مقالات از عبدی(به عنوان قائل به تغییر مسیر) داشت و جواب مشخصی نگرفت.چرا اصرار داریم که هر حرکتی باید از قهر با صندوق آغاز شود؟ البته پیش فرض دوستان این است که این انتخابات بی معنی است چرا که نتیجه به دلخواه گروه معینی اعلام می شود.واقعا هنوز به این جمع بندی نرسید ه ام و نرسیده ایم که این گونه باشد. از همان عبدی مثال می آورم که در تحلیل چرایی شکست معین به اصلاح طلبان زینهار می داد که دچار توهم تقلب نشوند و شکست را این گونه توجیه نکنند.نتیجه انتخابات شوراها چگونه توجیه میشود؟ می توان پذیرفت که دیگر اجازه اعلام اکثریت اصلاح طلب به عنوان برنده را نخواهند داد. اما هنوز به اقلیت موثر امیدواریم.

سوال خوب مقاله دوستم این است که یک بار جمع شویم ببینیم چه داریم.واقعا حرف درستی استو وجواب تلخش این است که هیچ چیز! و تا وقتی این هیچ چیز لعنتی را داریم فقط می توانیم دل به تحرکات بی جان و سطحی کروبی و خاتمی ببندیم. چرا کسی از سرنوشت تحکیم حرفی نمی زند که از یک گروه موثر به جمعی بیانیه نویس بدل شد؟ چرا تحکیم هیچ وقت توضیح نداد که حاصل انفعال و احیانا تحریمش در انتخابات گذشته چه بود؟

دوست بزرگوار! حتما این ره به ترکستان که هیچ اصلا به خراب آباد است.اما تا وقتی ما ایرانی جماعت توانایی دور هم نشستن و هزینه دادن را نداریم همین هست که هست..شاید باید موقعیتی به اسم زمان گذار را درک کنیم و منتظر آیندگانمان باشیم (مثلا قضایای انجمن اسلامی دانشگاهها را که یادتان هست؟آن هم نه در سطح جامعه که در محیطی مثل دانشگاه! انجمن ها کجایند راستی؟!! )

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 21:35  توسط من  | 

دوست بزرگوارم اعتمادی عزیز مینویسد از قبل قابل پیش بینی بود که تقلب در انتخابات رخ می دهد و مدعی است ایشان بر خلاف ما از ابتدا معتقد بود ه اند باید روی این مساله کار کرد و از پیشنهاد نهضت آزادی مبنی بر حضور ناظر خارجی دفاع نمود..

تا جایی که دست نوشته های ایشان و سایر قائلین به عدم شرکت را خواندم هیچ کجا به مساله " کار کردن روی سلامت انتخابات " بر نخوردم.بیشتر بحث روی بی فایده بودن رای دادن بود و یا مانند ادوار تحکیم انتشار بیانیه ای که این انتخابات ارزش موضع گیری ندارد.... اما حالا چه باید کرد؟ چند وقت دیگر انتخابات دور دوم مجلس پیش روی ماست و هنوز تکلیف ۱۴ کرسی نامشخص است. در نوشتار پیشین اشاره کردم که مشارکت مشروط می تواند یکی از گزینه های روی میز باشد.دوستی می گفت و درست هم می گفت که ماکه از اول گفتیم تحریم واین حرف شما هم با یک پیچ به همان مسیر می انجامد.نکته مغفول این دوستمان و اعتمادی عزیز این که اولا کسی انتظار تخلف در این ابعاد را نداشت. در انتخابات قبل ۴ سهمیه از ۱۵ تا به اصلاح طلبان داده شد و حساب سر انگشتی موید آن بود که لااقل روی ۸ تا ۱۰ کرسی می توان امید داشت.که البته رویکرد دولت و شاید شورای نگهبان به گونه ای دگر بود.دیگر آن که همه استدلال ما برای شرکت در انتخابات بدل نشدن جبهه اصلاحات به نهضت آزادی دوم بود که این امر با ۳۰ نماینده شهرستانی اصلاح طلبان محقق شده و مانند قبل ضرورتی بر شرکت نیست و حالا می توان با شرکت در انتخابات چانه زد و احیانا فضا را برای انتخابات بعدی آماده نمود.

این انتخابات گذشت اما اگر به جای دوالیته شرکت - تحریم روی دوگانه شرکت - شرکت مشروط مثلا به شرط حضور ناظران خودمان - نه مانند آن چه نهضت میگوید ناظر خارجی  که البته ایرادی ندارد اما قابلیت اجرایی هم ندارد - کار می کردیم نتیجه به از این بود.

انتخابات مهم ریاست جمهوری در پیش است و احتمالا کروبی نامزد اصلاح طلبان غیر پیش رو باشد و آن های دیگر هم رد صلاحیت شوند.باید از الان فضا سازی کنیم که چه باید کرد که مثل همیشه ۲ هفته مانده به انتخابات کاسه چه کنم دست نگیریم.مثلا می توان روی این ایده کار کرد که اگر مشارکت مشروط را نپذیرفتند همه در روز انتخابات - که شهر پر از خبرنگار خارجی است - در فلان میدان جمع شویم.

پیشنهاد: می توانیم از الان بحث روی کاندیدای مطلوب را هم شروع کنیم . حتما همه هم نظریم که کروبی حتی از خاتمی هم چند گام عقب تر است اما می توان روی این ایده بحث کرد که آیا با توجه به تجربه ۸ ساله اصلاحات ما به یک دولت و مجلس آوانگارد نیازمندیم یا به قول قوچانی در مقاله " آخرین دایه" - که دعوتی بود از میر حسین که بیاید - به کسی که زمینه ساز ایجاد شدن یک جامعه مدنی قدرتمند باشد؟ خودمانیم مواضع کروبی وقتی ردای ریاست مجلس به تن داشت بسی تند و تیز تر از خاتمی بود..شاید باید روی کروبی به اجماع رسید...شاید.

  نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 0:58  توسط من  | 

سال نو مبارک!

یه سال دیگه گذشت.متوسط بود.نه فاجعه بار و تلخ مثل سال قبلش و نه شیرین و دوست داشتنی مثل سال های خیلی قبلش. میخواستم بنویسم سال خالی ای بود، دیدم هر چی نداشت دو تا دوست گل داشت که امسال بیشتر باهاشون آشنا شدم: بهادر خان عزیزم که سال ها بود گمش کرده بودم و حالا که پیداش کردم – یا شایدم اون منو پیدا کرد – بد جوری بوی همون پاکی و احساسات گذشته رو می ده.و حاج حسین کلباسی بزرگ که واسه خودش دریای معرفته.باهوشه و سرزنده.یه موقعه هایی میترسم ازش حتی.دلم می خواد یقشو بگیرم ازش بپرسم آی فلانی! تو چه جوری این قدر با زندگی خوب کنار میای؟

جای خالی دو تا دوست خیلی خیلی خوبم رو هم بد جوری حس کردم. سینای خوبم – که هر چی زنگ می زنم گوشیشو بر نمی داره- و خیلی بیش از اونی که تصورشو می کردم دلتنگشم و دلم می خواست و می خواد که کاش الان این جا بود و با هم یه دست بیلیارد ردیف می زدیم.کاش بود و کاش یه روزی ببینمش دوباره.. و آقا دکتر اسدی که واسه خودش مکتبی بود این پسر با اون اصطلاحات بدیع و ذهن تیز و تندش! آقا بهرنگ ما خیلی مخلصیم قربان..(...)مون هم به کاممون گرفتیم کماکان..!

یاد سعید خان سوزنچی هم به خیر که همیشه بود - و شاداب هم بود- و چه خوب که بود که لحظه های دلتنگی مون زنگی بهش میزدیم و میرفتیم بیرون و حالی تازه می کردیم ولی نمی دونم چرا امسال نبود.. ما خیلی می خوایمت آق سعید..             راستی علی آقای مهنما و حسین طبا طبایی عزیزم – که صورت بچه گونه ای داره اما دلش خیلی بزرگتر از همه ماست – هم امسال مزدوج شدن که صمیمانه به جفتشون تبیرک میگم و امیدوارم بهترین اتفاق ها واسشون مقدر بشه..

امسال مهندس شدم و اتفاقی که یه زمان خیلی می ترسیدم نکنه  رخ نده، رخ داد..راست می گفت حسین که ما آدما آرزوهای بزرگی داریم، خیلی بزرگ. اما وقتی بهشون میرسیم یادمون می ره این همون چیزیه که ما یه روز آرزوشو داشتیم..

خدایا! سال دیگه هممون سالم و تندرست باشیم که با اینا به هر چی بخواییم میشه برسیم – حالا دیر یا زود – اما بی اینا نه.. سالی باشه پر از قشنگی و امید برای هممون و سال بر آورده شدن آرزوها مون باشه...امیدوارم فرشید و روشن قبول شن و احمد ومحمد کارشون درست شه برن..

 ای تغییر دهنده احوال ! حال ما را به بهترین حال ها تغییر بده..

 سبز باشید و سربلند.نوروز فرخنده و مبارک !

  نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 1:7  توسط من  | 
مشارکت مشروط

نتایج انتخابات تهران اعلام شد.شبهه ناک تر و بدتر از اون چه تصور می شد.ناشناخته های اون ور هم بیش از شناخته های این ور رای آوردن.بیرون کردن ناظران و خبرنگاران مستقل و اصلاح طلب موقع شمارش آرا می تونه دلیل محکمی برای قائلین به تقلب باشه که اگه رای ها واقعا همون بود که اعلام شد چرا نذاشتن همه موقع شمارش آرا باشن و این قضیه رو بپذیرن؟ ضمن اینکه واقعا فضای دانشجویی و روشنفکری شرکت به نفع یاران خاتمی بود.نمونش امضای ۲۵۰ هنرمند.یعنی اقلا میشه گفت که اصلاحات هم به اندازه احزاب پادگانی پای ثابت داشت.اما حالا که انتخابات رفته دور دوم چه باید کرد؟

  یه گروه مثل کرباسچی معتقدن باید متحد شد و پای صندوق رفت که نتایج دور اول نشون داد وقتی اراده بر نشمردن آرا باشه جز بدل شدن پتانسیل اصلاحات به هیزم انتخابات اثری نداره. یه دسته به تحریمی ها اضافه شد که مدعین شرکت تو انتخاباتی که نتیجش پیشاپیش تعیین شده کار عبثیه. والته مشخصه که این گروه راه حلی هم ارائه نمی ده که حالا شرکت نکنیم پس چه کنیم؟ واضحه که دولت و حکومت از نیومدن مردم خوشحال میشن تا " همراهان دولت " با آرای همیشگی به مجلس راه پیدا کنن. یه گروه با تجربه تر به اسم نهضت آزادی این وضع رو پیش بینی می کرد و خواهان حضور ناظرین بین المللی بود. که البته بدیهیه که ساختار صلب حکومت این حرفو نمی پذیره و ملت هم به خاطر سابقه بد بیگانه حاظر به پذیرش این امر عرف بین الملل نمیشن. دسته آخر مثل سحرخیز معتقدن که احزاب باید به دامن ملت پناه ببرن و مثلا بیان تو خیابون.که البته بازم واضحه که نه احزاب ایران هم چین جراتی دارن ـ که اگه داشتن اصلاحات این قدر راحت هوا نمی شد - نه حکومت اجازه این امرو می ده.

اما راهی که میتونه هم مثل الان باعث یاس رای دهنده ها نشه و هم رابطه اصلاح طلبان با حکومت رو قطع نکنه اینه که اصلاح طلبان اعلام کنن مادامی که ناظرانشون تا پایان رای گیری پای صندوق پذیرفته نشن انتخاباتو بایکوت میکنن. حالا یا حکومت میپذیره که ما به مراد می رسیم یا نمی پذیره که فاجعه ای رخ نمی ده چه بنا به ادعای خود اصلاح طلبان حدود۳۰ تا ۶۰ نماینده اصلاح طلب از شهرستانها به مجلس راه پیدا کردن و حضور یا عدم حضور  حداکثر ۱۶ نماینده دیگه تاثیر چندانی نداره اما اون ور قضیه میشه جلو یه بدعت خطرناک وایستاد..

دعا: ما که با حضورمون بازیشونو به هم زدیم ( اطلاعیه جبهه مشارکت) خدا کنه این بار خاتمی مثل همیشه عقب نشینه و اون بازیه اینا رو بهم بزنه...آمین!

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 1:37  توسط من  | 
به ۲۶ اسفند بیندیشیم

۱)آیا ممکن است دولت و شورای نگهبانی که جرات نکرد ریسک حضور اصلاح طلبان در انتخابات را بپذیرد پیروزی احتمالی ایشان- حالا با فرض کسب رای از جانب مردم - در تهران را اعلام کند؟ یعنی ممکن است نتایج که اعلام می شود مثلا هر ۳۰ کرسی - نه ۲۰ کرسی - از آن اصلاحاتیان اعلام شود؟ جواب به طور تقریبا قطعی منفی است.اما می ماند دو نکته:

اول آنکه ممکن است حالا به خاطر خدا هم که شده همه کارهاشان را در رد صلاحیت ها کرده باشند و حالا دیگه نتایج رو لااقل درست اعلام کنند .

دوم آنکه ما نمیتونیم از ترس مرگ خودکشی کنیم.چون احیانا رای اصلاح طلبان ـ مثل شوراها - از یک حدی بیشتر شمرده نمی شود پس شرکت نکنیم( ادعای تلویحی دوستم اعتمادی) به باختن پیش از بازی می ماند.مثل کاریست که حسن روحانی کرد.ترسید و اصلا نیامد. من قبول ندارم که نتیجه انتخابات به طور کامل از قبل تعیین شده باشد کما اینکه مهرداد بذرپاش - سوگلی رییس جمهور- در انتخاباتی که توسط همین دولت برگذار شد رای نیاورد. اما گزینه سقف داشتن تعداد اصلاح طلبان امری ممکن است. مثلا یک سهمیه ۱۰ نفره در تهران و ۵۰ نفره در کل کشور برای ایشان باشد و باقی بین محافظه کاران تقسیم شود.

۲) فردا انتخابات برگزار می شود و از پس فردا نتایج اولیه اعلام می شود. کار ما تا همین جا بود و بس. نتایج اصلا مهم نیست. مهم است که از حالا به انتخابات ریاست جمهوری بیندیشیم تا مبادا مثل الان از دامن احمدی به آغوش قالیباف پناه بریم. ۲۶ اسفند روز ماست.

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 21:42  توسط من  | 
اتفاق مبارک!!

۱) بیانیه سینماگران در حمایت از (( یاران خاتمی )) منتشر شد.واقعا جای تقدیر و تشکر داره. تو کشور جهان سومی مثل ایران که سیاست همیشه اخ است و عقلانیت اقتضا میکند همه بی طرف باشند چنین جسارتی آن هم در چنین فضایی دست مریزاد دارد. ای کاش چنین جنمی در بین نویسندگان و خوانندگان و ورزشکاران و ... هم پیدا شود.

دعا: خدایا! دفتر تحکیم - این دیده بان جامعه مدنی -را از خواب زمستانی بیدار کن. به نظر می آد جو عمومی دانشگاه ها به رای دادن متمایل باشه اما تحکیم هم چنان به سکوت خودش ادامه می ده. امیدوارم دوستان یه روز توضیح بدن که تحریم چه تاثیری داشت و داره..

۲)امروز تو دانشگاه با بچه ها بحث اتخابات بود.اکثرا پایه رای دادن کامل به لیست خاتمی بودن که رای ها نشکنه. اما یه نظر دیگه هم این بود که باز حکایت انتخابات شوراها تکرار میشه و حق غیر معروف ها ادا نمیشه پس بریم به سمت شناخته شده ترها و از دو لیست(خاتمی و کروبی) گلچین کنیم. اصلاح طلبان چهره های خوبی مثل منتجب نیا و راه چمنی رو حذف کردن و آدم های بی بو و خاصیتی مثل محجوب رو تو لیست گذاشتن که خیلی منطقی به نظر نمی آد. به هر حال ۱۵ نفر دو لیست که مشترکه میشه دو نفر از لیست خاتمی رو حذف کرد و این دو تا رو جاشون گذاشت..نظر شما چیه؟

نظر شخصی: با عرض شرمندگی من پایه رای دادن به اصغرزاده هم هستم! میدونم آدمیه که با پشتک واروهاش تو شورای اول اصلاحات رو به شکست کشوند.آدم کار جمعی نیست و دنبال منافع خودشه اما تو این شرایط به نظر من آدمیه که خوب میتونه علیه دولت تو مجلس - با فرض رای آوردن! - موضع بگیره. چیزی مثل اعلمی! اصغرزاده واسه اکثریت سمه اما به درد اقلیت می خوره.. راستی کسی تا حالا شنیده ۴ نماینده ما تو شورای شهر علیه بی بند و باری مالی شهرداری موضعی بگیره؟ اما اصغرزاده به نظر من میگیره..حالا باز شما اگه نظر بدین چه کنیم ممنون میشم..

 

                   

۳)امروز یه پیامک اومد که فردا ساعت ۴ خاتمی تو سالن میلاد سخنرانی داره.اگر راست باشه خیلی اتفاق فرخنده اییه.کمک بزرگیه که یخ انتخابات بشکنه.من تو سایت ها ندیدم این خبرو.کسی شنیده چیزی؟

 

 

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 21:14  توسط من  | 

در پست دیروزم توضیح دادم که چرا به اعتقاد من باید در انتخابات شرکت کرد و شرکت نکردن ما چه مضاری دارد. اما پاراگراف اولی هم از نوشته های گنجی گذاشته بودم که تصریح کرده باشم که این رای دادن به معنی تایید اصلاح طلبان نیست.کافی است نگاهی به لیست های انتخاباتی اصلاح طلبان بیندازیم تا به خوبی آیینه ای از سیمای این دوستان به دست آوریم.شیخ اکبر هاشمی از شورای نگهبان متشکر است که انتخابات را رقابتی کرد.شیخ مهدی کروبی سراسر هفته های اخیر را به انتقاد از مشارکت و مجاهدین گذراند. خاتمی هم در بهترین حالت به دموکراسی دینی معتقد است و جامعه مدنی را مدینه النبی می داند..! شاید رگه هایی از مجاهدین و مشارکت را به توان یافت که به بازی دموکراسی باور دارند که به لطف حکومت این دوستان هم همگی حذف شدند...

امروز تو ماشین مشغول خواندن اعتماد بودم که بغل دستیم سر حرف را باز کرد که "..من که رای نمی دهم.." علت را پرسیدم.گفت " من نماینده ای می خواهم که بیاید در مجلس فریاد بزند که مثلا با این نوع خشونت های اسلامی مثل از کوه پرت کردن و بریدن دست و پا مخالف است.. همچین کاندیدایی داریم؟ " گفتم معلوم است که نداریم. اما این دولت و این مجلس با قبلی فرق داشت یا نه؟ گفت حتما داشت.گفتم درآمدهای تفتی خاتمی با احمدی قابل قیاس هست یا نه؟ گفت حتما نیست.

فضایی نباشیم.ما در زمین و در کشور جهان سومی زندگی میکنیم که حکومتش حتی به اندازه ونزوئلا هم جرات ندارد که انتخابات آزاد برگزار کند و پیروزی مخالفان را بپذیرد.بی شک نه فاطمه کروبی و اصغرزاده کاندیداهای مطلوب منند ونه مجید انصاری و اسحاق جهانگیری.. اما باور کنید و کنیم که هنوز کف رای در ایران-و گمانم هیچ کجا- تعریف نشده است. باور کنیم عدم حضور ما معنایی جز رای آوردن باهنر و حداد ندارد..

امیر اعتمادی عزیزم ـ که در صداقتش شک ندارم - به درستی نوشته که حکومت از الان لااقل حضور ۶۰٪ را در نظر گرفته و اعلام میکند.پس تحریم بی اثر است اما در ادامه می گوید که می خواهد بین بد و بدتر خوب را انتخاب کند.من نفهمیدم چطور و چگونه اما می دانم که میشود رای داد و در کنارش دنبال سازماندهی و تجمیع دموکرات ها بود.این یا اون را قبول ندارم.

هشدار: بالاخره ۲۵ اسفند میآید.مبادا با اعلام نتایج مثل دوران پس از ریاست جمهوری تو سر خودمان بزنیم که کاش شرکت می کردیم.فراموش نکنیم جبهه متحد اصولگرایان  منتقدان ملایم احمدی نژاد را هم حذف کرده.مجلس هشتم می تواند از مجلس هفتم هم فاجعه بارتر باشد. اگر انتقادی به دولت کریمه داریم - که داریم - و اگر از این مجلس ناراضییم ۲۴ اسفند زمان اعتراض ولو ناامیدانه و محدود ماست. مبادا مجدادا کنار بنشینیم و پس از انتخاب همفکران احمدی نژاد و جنتی ۴ سال را به فحش دادن بگذرانیم که این ها دیگر کیستند.. حجم تحقیر های این ۴ سال و ۲ سال را فراموش نکنیم. صادق باشیم: تا جرات حضور در خیابان ها را نداریم صندوق محل اعتراض است.....

۵/۱ سال بیشتر از عمر دولت احمدی نمانده و جانشین او - قالیباف ضرغامی روحانی کروبی خاتمی... - یا هرکه بیاید باید با این مجلس کار کند.مجلس معتدل به از مجلس یکدست گوش به فرمان است...

قیمت نفت لزوما همیشه این قدر بالا نمی ماند.پایین آمدن قیمت می تواند مانند سال ۷۶ به باز شدن فضا بینجامد - اگر و تنها اگر اقلیتی مانند اقلیت مجلس ۵ باشد- که از دل آن اصلاح طلبان زاده شوند..

  نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 21:39  توسط من  | 

همراه شو ای عزیز    کین درد مشترک   هرگز جداجدا       درمان نمی شود

" اصلاحات این نیست که یک گروهی(اصلاح طلبان) جای گروهی دیگر بنشیند و در لباسی دیگر و بی تن دادن به ملزومات بازی دموکراسی دیکتاتوری دیگری را پیش ببرند.."

(اکبر گنجی - مجمع الجزایر زندان گونه)

باز هم اتخاباتی دیگر رسید و روشنفکران ما در بزنگاهی دیگر در دوگانه شرکت - تحریم گرفتار آمدند. ظاهرا دو سال هم حافظه تاریخی نداریم و ندیدیم که شرکت نکردنمان در انتخابات پیشین چه ثمری داشت.باز هم در نوشته های دوستان بر می خوریم به لزوم عدم شرکت در انتخابات و به قول گنجی عزیز مشروعیت ندادن به سلطان..

نیک به یاد دارم که در زمان انتخابات ریاست جمهوری انجمن اسلامی امیرکبیرـ به عنوان سردمدارتحریم - بیانیه ای داد که "..دیگر ایستادن بر پل حاکمیت دو گانه معنایی ندارد باید تکلیف یکسره شود.."

و حالا تکلیف یکسره شد.هر چه در نوشته های دوستان گشتم نفهمیدم کدام شاخص از زمان تحریم ایشان بهتر شده است اما یقین دارم اگر معین بر جای احمدی نژاد نشسته بود این چنین مملکت در آستانه سقوط ققرار نمی گرفت.

نمی فهمم چرا دوستان مصرند شرکت در انتخابات را در تناظر یک به یک با تایید حکومت بدانند. این که افتادن در دامی است که صدا و سیما با پخش مکرر نطق های رهبری می کند.که رای دادن عین تایید حکومت اسلامی است..

با ابراهیم نبوی هم نظرم که قلبا تحریمی هستیم اما در شرایط کنونی و تا زمانی که تحریم موثر شود رای دادن به همان اصلاح طلبانی که کاملا دموکرات هم نیستند بهترین گزینه است.چرا عادت به صفر و صد کرده ایم؟ اگر روزی در این مملکت رفراندومی در باب مقبولیت حکومت برگزار شد آن وقت رای ما می تواند چیز دیگری باشد اما چرا وقتی گروهی صراحتا از عملکرد حکومت دفاع می کنند و گروهی دیگری لااقل زاویه دار به آن نگاه میکنند نباید گروه دوم را برگزید؟

عبدی در نوشتاری به هنگام انتخابات شوراها و در حین پینگ پنگ مقالات با حجاریان چنین گفت:

"..نمی فهمم چرا باید در صف می ایستادیم تا نهایتا ۴ نفر وارد شوند که هیچ قدرت تاثیرگذاری هم ندارند.." اما بعد دیدیم همین ۴ نفر چگونه با انتخاب قالیباف مانع از افتادن زمام شهر به دست یکی یدگر از حواریون احمدی نژاد شدند.. خوشحالم که رای دادم چون عملکرد قالیباف و احمدی نژاد یرایم متفاوت است ولو آنکه قالیباف دورترین فرد به اندیشه سیاسی من است.آرمانگرایی حکم به عدم شرکت می داد و می دهد آخر این چه انتخاباتی است که دیگر وزرای خاتمی-که قبولش نداریم!- هم در آن تحمل نمی شوند؟ اما واقع بین باشیم.با شرکت نکردن ما چه می شود؟

 

  نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 22:19  توسط من  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM